مرتضى مطهرى
84
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خداوند يك نتيجه مىدهد . علىهذا عدل الهى ايجاب مىكند كه هيچگونه تبعيض و تفاوتى در ميان مخلوقات در كار نباشد ، و حال آنكه انواع تفاوتها هست ، هر چه هست تفاوت و تنوّع و اختلاف سطح است . پاسخ اين است كه مفهوم حق و استحقاق درباره اشياء نسبت به خداوند عبارت است از نياز و امكان وجود يا كمال وجود . هر موجودى كه امكان وجود يا امكان نوعى از كمال وجود داشته باشد ، خداوند متعال به حكم آنكه تامّ الفاعليّة و واجب الفيّاضيّة است ، افاضهء وجود يا كمال وجود مىنمايد . عدل خداوند - همچنانكه از صدر المتألّهين نقل كرديم - عبارت است از فيض عام و بخشش گسترده در مورد همهء موجوداتى كه امكان هستى يا كمال در هستى دارند بدون هيچگونه امساك يا تبعيض . اما اينكه ريشهء اصلى تفاوت امكانات و استحقاقها در كجاست ؟ چگونه است كه با اينكه فيض بارى تعالى عام و لا يتناهى است ، اشياء در ذات خود از نظر قابليّت و امكان و استحقاق متفاوت مىشوند ، مطلبى است كه به حول و قوّهء الهى ضمن پاسخ به ايرادها و اشكالها تشريح خواهد شد . ايرادها و اشكالها اكنون ببينيم پرسشهايى كه در اين زمينه مطرح مىشود مجموعا چه پرسشهايى است ؟ اولين پرسشى كه در اين زمينه هست اين است كه چرا در جهان ، تبعيض و تفاوت وجود دارد ؟ چرا يكى سفيد است و ديگرى سياه ، يكى زشت است و ديگرى زيبا ، يكى سالم است و ديگرى عليل ؟ بلكه چرا يكى انسان است و ديگرى گوسفند يا كرم خاكى ؟ يكى جماد است و ديگرى نبات ؟ يكى شيطان است و ديگرى فرشته ؟ چرا همه مانند هم نيستند ؟ چرا همه سفيد و يا همه سياه نيستند ؟ چرا همه زيبا و يا همه زشت نيستند ؟ و اگر بنا است تفاوتى در كار باشد چرا آنكه سفيد است سياه نشد و آنكه سياه است سفيد نشد ؟ چرا آنكه زشت است زيبا نشد و آنكه زيبا است زشت نشد ؟ پرسش ديگر در مورد فناها و نيستيها است : چرا اشياء ، موجود مىشوند و سپس معدوم مىگردند ؟ چرا مرگ ، مقرّر شده است ؟ چرا انسان به دنيا مىآيد و پس از آنكه لذت حيات را چشيد و آرزوى جاويد ماندن در او زنده شد به ديار نيستى فرستاده مىشود ؟ رابطهء اين پرسش با مسألهء عدل و ظلم از اين راه است كه گفته مىشود : عدم